{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

تکان تا می خورد ابروی چشمات
دل از من می برد جادوی چشمات
به روی دشت احساسات شعرم
چه زیبا می دود آهوی چشمات
ببر با خود مرا ای نازنینم
برای لحظه ای پهلوی چشمات
سحرگاهان نسیمی عاشقانه
عزیزم می وزد از سوی چشمات
مرا درد نبودت کرده بیمار
علاجم کن تو با داروی چشمات
دیدگاه ها (۰)

تکان تا می خورد ابروی چشماتدل از من می برد جادوی چشماتبه روی...

سنگ زیر پای تو لعل بدخشان می‌شودخار، با فیض نگاهت سرو بستان ...

در دشت‌هاي استجابت هوي من باشيعني بيا صياد من... آهوي من باش...

عطر پیچکهای گیسویت مراهمچنان پروانه بازی می دهدباغ سرسبز نگا...

آب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی ...

زیر ِ باران مستم از رقصیدنت امشب عزیز ! از کش و قوس ِ بلورین...

دلبری دارم خیالی ، که دلم را میخردپا به پای من ، مرا بر شهر ...

به نام خداوند بخشنده مهربان ششمین روایت:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط