استوری عاشقانه یخ زدم

استوری عاشقانه یخ زدم

ساده بود دل کَندن از اون همه خاطره برات
الان خوبی بی من خوش میگذره آرومه شبات
تووی دست های من گل نبود پوچ شد
شیرین بود خنده هات زندگیم دود شد
گیر کردم توو شبی که، گفتی باید جدا شیم
چشامو وا میکنم میبندم، پیشم شاید تو باشی




#شادمهر_عقیلی
يكبار همه دغدغه ات ميشه قبول شدن در فلان رشته و بخاطرش كلى استرس ميكشي،يكبار هم همه مشكلت ميشه بدست آوردن توجه يك آدم و بخاطرش كلى درد ميكشي.اينطورى ميشه كه هيچوقت در آرامش يا آسايش نيستي چون ته ذهنت يك صدايي هميشه ميگه تو خوب و كافى نيستي و توهم براى مبارزه با اين صدا دائم ميخواى خودت رو ثابت كنى.
با لحن تندى بهم گفت من اصلا درك نميكنم تو از چي ناراحتي و نميتونم بهت حق بدم! يك لحظه مكث كردم و تو چشماش نگاه كردم،چشمايي كه پر از تعجب و خشم بود بعد نفس عميقي كشيدم و گفتم رابطه همينه ديگه،مواقعي هم كه نتونستيم بهم حق بديم بايد سعي كنيم بفهميم طرفمون چي ميخواد بگه و جبهه نگيريم نبايد ساده از كنار دلخوري هاى هم ردشيم.گاهى وقتا حرفايي كه بنظر خودمون ساده مياد ميتونه براى طرفمون معناى دردناكى داشته باشه!من ازت نخواستم بهم حق بدى يا كامل دركم كنى فقط خواستم به حساسيت هاى من احترام بذارى..
.
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

پست موقت

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

دقیقا درست میگه.. اسم اسرائیل بردن در آلمان تابو هست؛ مردم ا...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۹$جشن تولد تهیونگ یک جشن عادی ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗 ᴘᴀʀᴛ 43[راوی] چند ر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹²جون‌کو...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط