{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰


پیرزن از جاش بلند شد و گفت: من دیگه میرم ، مراقب عشق
بینتون باشید
لیویا چشمی گفت و جونگکوک هم لبخند فیکی زد و با بستن در زیر لب گفت : فقط اومده بود آمار بگیره

لیویا فنجون های قهوه رو برداشت و روی این گذاشت. چند ثانیه ای خیره به فنجون ها موند و بعد آروم گفت : داره باورم میشه
جونگکوک سمتش برگشت: چی ؟

لیویا تلخندی کرد: اینکه از عشق زیاد از کشورمون فرار کردیم دروغ نگفتیم که باورش نکنی +

لیویا متعجب سمتش برگشت که جونگکوک باز هم متوجه سوتی بزرگش شد پس گفت: اینکه مجبور شدیم از کشورمون فرار کنیم دروغه ؟
_اینکه بخاطر عشقمون اومدیم دروغه
پس تو ذهنت هکش کن +

_اینکه دروغه؟

اینکه مجبور شدیم فرار کنیم +

_یعنی دروغ نیست؟ .

جونگکوک سوالی سمتش برگشت ، لیویا با تلخند گفت : عشقمون
خستم میرم بخوابم +
لیویا عصبی از طفره رفتن جونگکوک چشم چرخوند : حداقل بیا شام بخوریم گشنه نخواب

+میل ندارم

میخوای از من فرار کنی -

چرا باید از یه بچه فرار کنم؟ +

_همین بچه باعث سردرگمیته

کی گفته من سردرگمم؟ +

_نیستی؟

کمی سکوت کرد چون حرفی برای گفتن نداشت

میبینی، حتی نمیتونی از خودت دفاع کنی -

میخوای به چی برسی +

لحن لیویا ملتمس شد
_ به دلیل کارات به ضد و نقیض بودن رفتارات به حرفات به خودت میخوام به تو برسم

+داری عصبیم میکنی

_عصبی بشی بهتر از این سردر گمیمه
تو سردرگمی؟ +
سردرگمم کردی -
+اونوقت چرا ؟

_چون دلیل رفتارات و نمیفهمم.. يروز باهام خوبی پروز بد.. يروز هوامو داری یروز دشمنی میگی نمیخوای اسیب ببینم در حالیکه هیچ نقشی تو زندگیت ند.

مسكن +

لیویا سوالی نگاهش کرد جونگکوک به چشمهاش نگاه کرد و با صورت بی حسش گفت : نقشت تو زندگیم
لیویا خنده بغض الودی کرد و گفت : میگی مسکنتم ولی نشونم نمیدی که بفهمم واقعا اینطوریه منو تو اتاقت راه نمیدادی چون فکر میکردی هرزم و الان دو شبه کنارم میخوابی

جونگکوک صداش تحلیل رفت و با صدای دورگه و چهره خنثی و عصبيش گفت : گفتم میخوای به چی برسی
من برای تو کی ام جونگکوک؟ -
جونگکوک اعتنایی نکرد و برگشت و قدمی به جلو برداشت که لیویا صداش زد
_جونگکوک
جونگکوک کلافه و با صورت درهم و فک منقبض برگشت به طرفش با هر کلمه یک قدم جلو بر میداشت و صداش بالاتر میرفت
+چیه؟ چیو میخوای بفهمی؟ چیو میخوای بفهمونی؟ آره دوست دارم، بهت وابسته شدم ،بهت نیاز دارم، خیالت راحت شددد؟
دقيقا صورتش مماس صورت دختر بود و چشمهای عصبیش خیره به چشمهای متعجبش

الان چیشد؟ اعتراف کرد؟ گفت دوسش داره؟

_ت .. تو
جونگکوک صداش رو پایینتر آورد : من چی؟

لیویا اینبار با بغض گفت : تو الان

مگه نمیخواستی همینو بشنوی؟ +

جونگکوک صداش تحلیل رفت و پلکهاش برای کنترل اشکهاش با احتیاط باز و بسته میشدن : مگه نمیخواستی بفهمی ؟ حالا فهمیدی چیشد؟ با دونستنش بهم علاقه پیدا میکنی یا فقط وجدانتو راحت میکنی که مثل هرزه بهت نگاه نمیکنم؟

لیویا خواست چیزی بگه که جونگکوک انگشت اشاره اش رو روی لبهای دختر گذاشت
+هیششش فقط گوش بده ، الان دونستنش بهت چه کمکی میکنه؟ میخواستی بگی که برنده ای؟ جونگکوک با اونهمه غرور و ادعاش عاشقم شده؟ بهم نیاز داره؟ جونگکوکی که میگفت فقط هه را تو قلبمه برای بار دوم دلش لرزیده؟

پلکی زد که یک قطره اشک از چشمش چکید و با دندونهای بهم چفت شده غرید: جونگکوکی که همه دخترای زیرش میمردن قلبش برای یه زخم کوچیکی که روی شونم گذاشته هنوزم له میشه؟ حالا فهمیدی نه؟
فهمیدی؟ برو

لیویا چشمهای پرش رو بین تیله های مشکی پسر چرخوند و صورتش رو جمع کرد
_برم؟ کجا برم؟ حتى بهم فرصت حرف زدن نمیدی
لیویا +
دختر با پشت دست اشکهاش رو پس زد و حرصی گفت : چرا فکر میکنی دوست ندارم چرا گارد میگیری چرا نمیشنوی حرفامو؟ چرا نمیبینی زجه هامو ؟ دیوونه چرا دارم تلاش میکنم اون حرف لعنتیو بگی؟ بیمارم؟ ازت کینه دارم یا دنبال آتو ام؟ چرا نمیخوای بفهمیییی .. چرا نمیخوای ببینی دوست دارم؟؟؟ چرا نمیخوای باورم کنی؟ چرا نمیفهمیدی اگه دوستت نداشتم همون روز با جک میرفتم؟ چرا نفهمیدی منه احمق بخاطر چی با وجود اونهمه حرفای ضدت و خرابکاریات موندم دم نزدم؟

پشت هم پلک زد تا دیدش بهتر بشه سرش رو بطرفی کج کرد و چشمهاش رو ریز کرد و لبهای لرزونشو به دندون گرفت. حالت چهره .. اش پر از خواهش بود

_تو چرا نفهمیدی جونگکوک؟

جونگکوک روی مبل نشست و سرش رو بین دستهاش گرفت
_نفهمیدی یا نخواستی؟
.. نخواستم +

کنارش روی مبل نشست و صورتش بی حس شد. به رو به روش زول زد: منو ؟
حسمو +
از جاش بلند شد : من بهت آسیب میزنم
_نمیزنی
+میزنم شاید خودم شاید علاقم.. من آدم نرمالی نیستم خودتم خوب میدونی

برام مهم نیست -

+برای من مهمه..نمیخوام بلایی که هه را سر من آورد و من سرت بیارم
دیدگاه ها (۱۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط