{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

♨️نمیدونم بخندیم یا گریه کنیم.

♨️نمیدونم بخندیم یا گریه کنیم.

یه روز یه بنده خدایی توی ماه رمضان وارد روستایی شد دید همه اهالی روستا زیر درخت نشستن و بساط قلیون و چایی نباتشون براهه!
مرد رفت جلو با عصبانیت پرسید مگه شماها مسلمون نیستین؟
اهالی روستا گفتن چرا هستیم!
مرد گفت اگه مسلمونید پس این چه بساطیه توی ماه رمضان؟
اهالی گفتن ما یه ملّایی توی دِهمون داریم گفته قلیون روزه رو باطل نمیکنه!
مرد گفت گیریم این حرف مزخرفش درست، پس چایی و نبات دیگه برای چیه؟
پیرمردی از اون اهالی گفت یعنی اون ملّای فلان فلان شده نمیدونه قلیون بدون چایی نبات نمیشه!

حالا حکایت اونایی شده که میگن مجلس امام حسین(ع) مال همه هست بذارید هر کسی هر طوری خواسته بیاد.
دیگه نمیدونن اونهایی که بدون حجاب میان هیئت، به همین حد راضی نیستن و زنجیرزنی بدون حجاب هم میخوان!

اینها نمیان عوض بشن میان ما و بچه های ما رو عوض کنن.
بازم تاکید میکنم هیئت های مذهبی و اماکن مقدس جای گناهکار هست نه جای گناه!
خطر اسلام آمریکایی از خطر صهیونیسم بدتر هست.
دیدگاه ها (۱۱)

♨️نمیدونم بخندیم یا گریه کنیم.یه روز یه بنده خدایی توی ماه ر...

قسمت اول ادامه در پست بعد〽️نکته اول: ضمن پوزش بابت تصاویر من...

♨️بررسی اشکال موتور سواری بانواننکته اول: ضمن پوزش بابت تصاو...

❌ بررسی اِشکال موتور سواری بانواننکته اول: ضمن پوزش بابت تصا...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part⁸ا/ت و مرد، نفس‌نفس‌زنان در کوچ...

همتون با ایرانسل کیغ دارین میکنیدبعد من باید بایه خط همراه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط