عاشقانه های شبنم

باری اگر روزی کسی از من بپرسد
«چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟»
من می‌گشایم پیش رویش دفترم را
گریان و خندان بر می‌افرازم سرم را
آنگاه می‌گویم که: بذری نو فشانده‌ست
تا بشکفد تا بردهد بسیار مانده‌ست
در زیر این نیلی سپهر بی‌کرانه
چندان که یارا داشتم در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم
با این صدای خسته شاید خفته‌ای را
در چارسوی این جهان بیدار کردم
من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
«پژمردن یک شاخه گل» را رنج بردم
«مرگ قناری در قفس» را غصه خوردم
وز غصه مردم شبی صدبار مردم.
شرمنده از خود نیستم گرچون مسیحا
آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن؛
من، با صبوری بر جگر دندان فشردم!
دیدگاه ها (۰)

اگر روزے کسے از من بپرسدچندے که در روے زمین بودے چه کردی؟من ...

باری، اگر روزی کسی از من بپرسدچندی که در روی زمین بودی چه کر...

اگر روزے ڪسے از من بپرسدچندے ڪه در روے زمین بودے چه ڪردی؟من ...

اگر روزے ڪسے از من بپرسدچندے ڪه در روے زمین بودے چه ڪردی؟من ...

باری، اگر روزی کسی از من بپرسدچندی که در روی زمین بودی چه کر...

باری اگر روزی کسی ازمن بپرسدچندی که در روی زمین بودی چه کردی...

Do you know what it feels like? ----------------------------...

عارف بالله آیت الله سید علی قاضی رضوان الله تعالی علیه

این دریا طغيان خواهد کرد

#ایران #ایران_قوی #وطنم_ایران #مرگ_بر_امریکا #جبهه_مقاومت #ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط