{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و نترسیم از مرگ

و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ وارونه یک زنجره نیست

مرگ در ذهن اقاقی جاری است

مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می‌گوید

مرگ با خوشه انگور می‌آید به دهان

مرگ در حنجره سرخ – گلو می‌خواند

مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است

مرگ گاهی ریحان می‌چیند

مرگ گاهی ودکا می‌نوشد

گاه در سایه نشسته است به ما می‌نگرد

و همه می‌دانیم

ریه‌های لذت، پر اکسیژن مرگ است

در نبندیم به روی سخن زنده تقدیر که از پشت چپرهای

صدا می‌شنویم

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۰)

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

صدای پای آبگاه در بستر بيماري من، حجم گل چند برابر شده است.و...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیست! مرگ وارونهٔ یک زنجره نی...

ونترسیم ازمرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستمرگ...

و نترسیم ازمرگ مرگ پایان کبوترنیست مرگ وارونه ی یک زنجره ن...

مرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه ی یک زنجیر نیست مرگ در ذهن ات...

مرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه ی یک زنجیر نیست مرگ در ذهن ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط