بیش از اینها  آه  آری

بیش از اینها ، آه ، آری

بیش از اینها ، آه ، آری
بیش از اینها می توان خاموش ماند

می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ،
ثابت خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بیرنگ ، بر قالی
در خطی موهوم ، بر دیوار
می توان با پنجه های خشک
پرده را یک سو کشید و دید
در میان کوچه باران ، تند می بارد
کودکی با بادبادکهای رنگینش
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسوده ای میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترک می گوید

می توان بر جای باقی ماند
در کنار پرده ، اما کور ، اما کر
می توان فریاد زد
با صدایی سخت کاذب ،
سخت بیگانه
( دوست می دارم )

🖌"فروغ فرخزاد"
دیدگاه ها (۱)

عروسک کوکی بیش از اینها، آه، آریبیش از اینها می‌توان خاموش م...

بیش از اینها ، آه ، آری بیش از اینها می توان خاموش ماندمی تو...

میتوان با پنجه های خشک پرده را یکسو کشید و دید در میان کوچه ...

بیش از اینها، آه، آریبیش از اینها میتوان خاموش ماندمیتوان سا...

بیش از اینها،آه،آری بیش از اینها میتوان خاموش ماندمیتوان ساع...

بیش از اینها آه آری بیش از اینها می توان خاموش ماند می توا...

بیش از این‌ها، آه، آریبیش از این‌ها می‌توان خاموش ماندمی‌توا...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

when silence became a scream p13

فال امروز یکشنبه 28 اردیبهشت 93 یکشنبه 18 می 2014 فال حافظ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط