میتوان با پنجه های خشک

میتوان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند می بارد
کودکی با بادبادک های رنگینش
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسوده ای میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترک می گوید
#فروغ
#فروغ_فرخزاد
#شعر
#بریده_ای_از_کتاب
دیدگاه ها (۰)

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

عروسک کوکی بیش از اینها، آه، آریبیش از اینها می‌توان خاموش م...

بیش از اینها ، آه ، آریبیش از اینها می توان خاموش ماندمی توا...

گرمای کرسی خواب آور بودمن تند و بی پروا دور از نگاه مادرم خط...

بیش از اینها آه آری بیش از اینها می توان خاموش ماند می توا...

مادرم نیست

عاشورا ثابت کرد، شکمت از مالی که حقت نیست، پر باشد، صدای اما...

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

صبح روشن در پس پرده ی شب پنهان است.بوی هراس و فریاد، امتداد ...

.همه هستی من آیه تاریکیست که تو را در خود تکرار کنان به سحرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط