{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍

‍
وقتی نیستی
حال پرنده ی غربت زده ایی را دارم
که در اقلیم دلتنگی
پرواز می کند به
جستجوی شانه های امن و آشنای تو،،،
باهراس نداشتنت
ترسی روانه وجودم می شود
که ضربان قلبم را
به اندوه نبودن هایت چند برابر می کند....
آمدنت را به هزاران نغمه ی عشق می خوانم
آوازی سر می دهم از بکرترین
واژه ها
که از عمق جانم به سوی تو پرواز مے کند،،،
تورا می خوانم با صدای نافذ عشق
و در بی تابی های دل بیقرارم
زمزمه می کنم  خواستنت را.....
دیدگاه ها (۰)

حماسی

وقتی نیستی حال پرنده ی غربت زده ایی را دارمکه در اقلیم دلتنگ...

وقتی نیستی حال پرنده ی غربت زده ایی را دارمکه در اقلیم دلتنگ...

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی امیک نفر گم می شود در خنده ی...

📸 عکسی از یک روز مه آلود مشهدی روز ناگزیر این روزها که می گ...

گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد؛ م...

دست هایت برایم مرحمی است...مرحمی برای گریز از ترس دوری و نبو...

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است د...

اگر مي دانستي كه چقدر دلتنگ تو هستم درجه ي ديوانگي ام را به ...

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط