{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حماسه

دیگر بس است هرچه دوپهلو سروده ام
من ریزه خوار سفره ناکس نبوده ام

دیدم هر آنچه دیدنش اندوه و ماتم است
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»

ای از تبار هر چه سیاهی سرشتتان
رنگ جهنم است تمام بهشتتان
شمشیر های کهنه خود را رها کنید
از ذوالفقار شاه ولایت حیا کنید

مردم خدا نکرده مگر کور گشته اید
یا از اصالت خودتان دور گشته اید
تا کی‌ برای لقمه نان بندگی کنید
تا کی‌ به زیر منتشان زندگی‌ کنید

آزاده باش هرچه که هستی عزیز من
حتی اگر که بت بپرستی عزیز من

اینان تمام هستی ما را گرفته اند
شور و نشاط و مستی ما را گرفته اند

در زیر بار غصه رمق ناله می کند
از حجم این سروده ورق ناله می کند

«هل من مبارز»، از بن دندان بر آورم
رخش غزل دوباره به جولان در آورم
برخیز تا به حرمت قرآن دعا کنیم
از عمق جان خدای جهان را صدا کنیم
با ازدحام این همه بت در حریم حق
فکری به حال غربت دین خدا کنیم

باید دوباره قبله خود را عوض کنیم
با خشت عشق کعبه‌ای از نو بنا کنیم
جای طواف و سجده برای فریب خلق
یک کار خیر محض رضای خدا کنیم

شاعر: #بیداد_خراسانی
دیدگاه ها (۰)

ابتهاج نشسته بود به در نگاه می‌کرد و دریچه آه می‌کشید؛من این...

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

✨ فرم عضویت در کمپانی فلورا (Flora Company) ✨سلام نویسنده‌ی ...

«خدا؛ رفیقِ بی‌حَد» منشورِ قدرتِ بهرام محمدی۱۳. انسانِ متصل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط