یه بار رفته بودم یه جلسه تالیف کتاب چند تا دانش آموز هم بودن ...

🫠🫠

🫠🫠
یه بار رفته بودم یه جلسه تالیف کتاب... چند تا دانش آموز هم بودن، یهو یکیشون شروع کرد توضیح دادن که دوست داره کتاب ها باهاش صادق باشن، فقط خوبی رو نشون ندن و همه ی احساسات توشون دخیل باشند...
توضیحانش دقیقا تعریف کتاب رئال بود.
باعث شد فکری بیاد توی ذهنم... تا حالا می‌گفتیم رئال، چرا از الان نگیم کتاب صادقانه؟

#کتاب
#کتاب_ها
#زندگی
#رئال
#صادقانه
دیدگاه ها (۴)

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ➜ روایت استریمر معروف برزیلی، کورینگا، از دیدارش با...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇15ویو هویج: یک هفته گذشت.یک هفته‌ای ک...

کاش براتون مهم بودم

احساس عجیب پارت نمیدونم چندم

پارت ۶ : ته : ای بابا باشه ببخشید جیمین : معذرت خوبه ات : ار...

unexpected love 🤎 ☕️ عشق غیره منتظره 🤎 ☕️ انچه گذشت فقط میرف...

عشق غیر منتظره part ³¹

خلاصه ی صحبت های پی داگ در مورد آلبوم MUSE:آلبوم FACE در مور...

چطوری به یک زن نشون بدیم که مواظبش هستیم وبرامون ارزش داره!؟...

★𝒓𝒆𝒗𝒆𝒏𝒈𝒆★♡𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤♡«24»جیمین:ا...از نیم ساعت پیش!«تازه بعد از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط