{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از آن دیوانگی‌ها ای دریغ ،

بعد از آن دیوانگی‌ها ای دریغ ،
باورم ناید که عاشق گشته‌ام !
گویا او مرده در من کاین‌چنین
خسته و خاموش و باطل گشته‌ام ،
هر دم اَز آئینه می‌پرسم ملول
چیستم دیگر ، بچشمت چیستم ؟
لیک در آئینه می‌بینم که ، وای
سایه‌ای هم زانچه بودم نیستم .
-  𓍼 ִֶָ
دیدگاه ها (۳)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغباورم ناید که عاشق گشته امگوئیا ...

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغباورم ناید که عاشق گشته امگوئیا ...

هر دم از آیینه می پرسم ملول چیستم دیگر به چشمت چیستم ؟ لیک...

بعد از ان دیوانگی ها ای دریغ باورم ناید که عاقل گشته ام گویا...

هردم ازآئینه میپرسم ملولچیستم دیگربه چشمت چیستم ؟لیک درآئینه...

بعد از آن دیوانگیها ای دریغ -با‌ورم ناید که عاقل گشته ام -گو...

لیک در آینه می بینم که ، وایسایه ای هم زآنچه بودم نیستم #فرو...

هر دم از آینه میپرسمای دریغ چیستم آخر به چشمت چیستم؟!لیک در ...

چیستم دیگر سایه ای هم زانچه بودم نیستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط