{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاشق گشته ام
گوئیا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آئینه می پرسم ملول
چیستم دیگر، بچشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم!

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

همه دریاها از آنِ تو، یک کوزه آب از آنِ من! همه کوه‌ها از آن...

بر دو چشمش دیده می‌دوزم به نازخود نمی‌دانم چه می‌جویم در او!...

هيجان عظيمِ به دست آوردنِ تو، قلبِ مرا از شادىْ انباشته است....

اقدام جالب یک زوج به جای برگزاری جشن عروسی !👌🏻▪️این زوج آمری...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط