مرا اینگونه ویرانه نبین

مرا اینگونه ویرانه نبین

مرا اینگونه ویرانه نبین
یکروز آباد آباد بودم
شیرین بود حرفهایم
چونکه من فرهاد بودم
دیدگاه ها (۱۹)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره‌ها ...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب دوباره بغض و کمی آه، علتش این استح...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁷+ «مثل آرام‌بخش میم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط