"چندپارتی"
"چندپارتی"
........
p.5
روز بعد ، وقتی دختر از خواب بیدار شد
گوشی اش را برداشت و نگاهی کرد
صدها پیام.
اما یک پیام بین انها متفاوت بود
از شماره ای که ماه ها بود هیچ پیامی از آن دریافت نکرده
جونگکوک.
فقط یک جمله :
"میتونیم حرف بزنیم ؟"
دختر مدت زیادی به صفحه گوشی نگاه کرد
انگشتش روی صفحه ماند .
نه جواب مثبت داد و نه منفی فقط نوشت :
"درباره چی ؟"
جونگکوک سریع جواب داد
"درباره اون اهنگ "
ا.ت نفسش را حبس کرد. پیام دیگری امد :
"فکر نمیکردم هنوز بخوای برگردیم"
چشم های ا.ت پر از اشک شد
دیدش تار شد اما همچنان نوشت :
"منم فکر نمیکردم تو بخوای "
چند دقیقه هیچ پیامی نیامد
جونگکوک چند لحظه فکر کرد و بعد :
"پس شاید لازم باشه بلخره درباره چیزی که اون شب گفتیم
درست حرف بزنیم "
ا.ت با دیدن آن پیام ، اشک هایش ریخت
گوشی رو کنار گذاشت و سرش را درون بالشت فرو برد ...
[ادامه دارد ...]
بفرمایید اینم پارت جدید. با اینکه پارت قبلی حمایت نشد ولی خب
بخدا شما درست حسابی حمایت کنید من هر روز براتون پارت جدید میزارم
زود لایک کنید تا پارت بعدی زود بزارم
💕💕
........
p.5
روز بعد ، وقتی دختر از خواب بیدار شد
گوشی اش را برداشت و نگاهی کرد
صدها پیام.
اما یک پیام بین انها متفاوت بود
از شماره ای که ماه ها بود هیچ پیامی از آن دریافت نکرده
جونگکوک.
فقط یک جمله :
"میتونیم حرف بزنیم ؟"
دختر مدت زیادی به صفحه گوشی نگاه کرد
انگشتش روی صفحه ماند .
نه جواب مثبت داد و نه منفی فقط نوشت :
"درباره چی ؟"
جونگکوک سریع جواب داد
"درباره اون اهنگ "
ا.ت نفسش را حبس کرد. پیام دیگری امد :
"فکر نمیکردم هنوز بخوای برگردیم"
چشم های ا.ت پر از اشک شد
دیدش تار شد اما همچنان نوشت :
"منم فکر نمیکردم تو بخوای "
چند دقیقه هیچ پیامی نیامد
جونگکوک چند لحظه فکر کرد و بعد :
"پس شاید لازم باشه بلخره درباره چیزی که اون شب گفتیم
درست حرف بزنیم "
ا.ت با دیدن آن پیام ، اشک هایش ریخت
گوشی رو کنار گذاشت و سرش را درون بالشت فرو برد ...
[ادامه دارد ...]
بفرمایید اینم پارت جدید. با اینکه پارت قبلی حمایت نشد ولی خب
بخدا شما درست حسابی حمایت کنید من هر روز براتون پارت جدید میزارم
زود لایک کنید تا پارت بعدی زود بزارم
💕💕
- ۱۱.۳k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط