پارت

پارت ⁷

پارت ⁷

کثافتتتتتت
¢ صدا چی بود ؟
_ یونگی
عوضی حروم لقمههههه( مشت)
_ یونگیییی
جیمین خوبی؟ ( بغلش می‌کنه🙃)
_ یون..گی
¢ تو دیگه کدوم خری هستی
_ یونگی ولش کن با بریم دردسر میشه باباش شهرداره ول کن جان من
صبر کن ببینم چه گوهی داشتی میخوردی
¢ داشتم لبای بیبیم و می‌خوردم چطور؟
_ ووبین بس کن
جیمین دهنتو ببند
_ یونگی
بیبی؟
¢ آره گلم بیبیییی
عوضی دهنتو ببند
¢ چرا آنقدر روش غیرت داریوش بده به من پول خوبی بهت میدم
_ ووبین بس کن من مال تو نیستم و توهم مالک من نیستی
که گفته مالکته؟
_ اوم
مالکشی؟
¢ آرهه
شرمنده ولی جنس از اول خریداری شده
_ یونگی من الان شدم جنس؟
¢ چی؟
دیگه اعصابم نکشید هی به جیمین می‌گفت بیبی هی می‌گفت مال منه دیگه نکشیدم جیمین محکم کوبیدم به دیوار که صدای برخورد کمرش اومد و یه ناله و آخ و اوخی کرد سرش و گرفتم بالا و گردش رو لیس زدم
¢ شت کارت خوبه ها ولی شرمنده جیمین مال منه
بهش چش غزه رفتم و ایندفعه گردنش رو گاز گرفتم که اون عوضی دست جیمینو گرفت و کشید دندون نیش منم گردنشو زخمی کرد و خون اومد جیمین واقعا حالش خوب نبود
_ بس...ه ل..طف...ا
جیمین
واتتتتتت خون آشامم هست؟ چرا خون جیمین رو لیس میزنهههه؟
چه گوهی میخوری
¢ خونش هم مثل لباش خوشمزه ست
_ ووبین بس کن
¢ فک کنم بسته دیگه بیبی میبینت بعدا
همین که اون عوضی ولش کرد جیمین داشت میپفتاد که گرفتمش
ببخشید واقعا اعصابمو خورد کرد
_ بریم خونه یونگی
باشه باشه
براید استایل بغلش کردم سوال تاکسی شدیم و بردمش خونشون
گذاشتمش رو تخت لباسش رو درآوردم تا راحت تر باشه که چشمم به کمرش افتاد اونقدر بد کوبوندمش که کمرش کبود شده
ببخشید جیمین
_ مهم نیست
چی؟
_ فدای تار موت
آخه
_ هیسسسی
اینو که گفت لبام و آروم گذاشتم رو لباش یه بوسه آروم بود واقعا خوب بود اومدم پایین تر زخمی که خودم رو گردنش درست کرده بودم و مک زدم تا کبود شد
بازم ببخشید
_ بازم فدای تاو موت
( لبخند)
_ برام رامیون میاری؟
باشه..چی رامیون ؟
_ آره
آخه وسط احساسات رامیون چی میگهههه
_ 😂😂😂😂
اه اصن رفتم بیارم ولش کن
دیدگاه ها (۵)

رمان : رفتار سرد

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

رمان : رفتار سرد

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

وقتی عموت بود

* جیمین: اینکه با وجود اینکه در دو طرف متفاوت دنیا هستیم، شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط