{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سربازی که در آخرین لحظه به کمک ایران آمد!

سال‌ها در سپاه عثمانی بزرگ شده بود و برایشان می‌جنگید؛ اما وقتی پای ایران وسط آمد، علی‌بیگ یک انتخاب عجیب کرد! شبانه از میان هزاران سرباز عثمانی بیرون زد، خودش را به اردوی ایران رساند و خبری داد که سرنوشت یک نبرد را عوض کرد؛ قصه مردی که بعد از سال‌ها دوری، وطنش را فراموش نکرده بود...
دیدگاه ها (۱)

«مرا پایینِ پای شهید شوشتری دفن کنید؛من سربازِ شهید شوشتری‌ا...

✔️ اخیراً ایران عزیز با رخدادهای بزرگی روبرو شده، با سه شگفت...

جنگ جهانی اول

Covenant of Blood and Silk

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

یا صاحب الزمانیابن الحسن جانشیعیان و پیروان و مریدانت را بنگ...

❗️ دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ما تاکنون به هیچکدام از منافع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط