پیمان شکن

🍁پیمان شکن🍁

کفش غم پا کرده راه افتاده ام
شادم که به این روز سیاه افتاده ام


بعد عشق نامه زدی زیر الفبای خودت
عاشقم کردی و رفتی پی دنیای خودت


ساده از ماهی در دام خودت می گذری
تور انداختی که شاید روز مبادا ببری  


 چون که از تور نجنبد گره محکم زده ای
نمیرد ماهیت گاهی سرک هم زده ای


از همان روز که تو را دیدم گرفتار توام 
مثل ماهی ام که افتاده  به قلاب تو ام 


شاهی که در مات تو شد کیش منم
قندی عسلی نوش تویی نیش منم


مثل آب دور تو پیچیدم و گرداب شود
تو قطبی تر از آنی که یخت آب شود
#دکلمه#شعر#شاعر#محمد_خوش_بین#گویندگی#پیمان#عهد#خوشبین
دیدگاه ها (۰)

چشمای قشنگ‌تو

*شیرین*.........نمی تونستم باور کنم شوکه شدم ارسلان منصوری ب...

رمان ولگردپارت هفدهمآرام+شما کی هستید؟خانومی که چشمای آبی و ...

مریم یوسفی نصیری نژاد

فال روز متولدین تیر:شاید الان به دنبال این هستید که تعادل خو...

فرار من

p33جیمین. اخخخخخ دردم امد(اخم کیوت) ویو اتوای خدااا چقدر کیو...

unwanted

پارت دوم اتفاقات عجیب و غریب داستان ما

اعتماد پارت|۲۲|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط