با خالم اومدم مدرسشون اهواز همشه بچگیم میبردم مدرسه‌ای ک

با خالم اومدم مدرسشون اهواز همشه بچگیم میبردم مدرسه‌ای ک‌

با خالم اومدم مدرسشون اهواز همشه بچگیم میبردم مدرسه‌ای ک‌ناظمشه بعده امتحانام و اینا نشسم از بیکاری طراحی مکنم ک‌خهلی بد شد حتی صدا معلم‌ها میاد نشسم سوم دبستان😐از سوم راه‌نمایی ب‌سوم دبستان😐زیباس😐
جهر
ت‌مدرسه۲تا دختر فک‌کنم کمتر از۸سالشون باشه
هی دشن نگا نگام مکردن دخترم یا پسر😐
منم ماسک درم کولمم‌کتابا هفتم و هشتم دیه کلاهم نمزارم😐
بعد رفتم از دفتر اب‌خواسم رفتن از مامانشون پرسیدن فهمیدن دخترم😐😂
البت عادیه ت‌مدرسه پسرونه دختری ک‌تیپش پسرونس با پسر اشتب بگیرن😐
جهر
دختره پرسید چن سالته گفتم۱۴ با ی‌لحنه‌نارحت و شکست خورده ای گف اها و سرشو انداخت پایین رف😐😂
دشم فن‌ارتای ویکوکی مددم یهو بچه کوچیکا اومدن پشته سرم سرشون یواشکی کردن ت گوشیم ول قبلش برنامه بسم😐
ینی شانسسسسسسسس
تازه اومدن نیمکت پشتی دختر کوچیکه گف قایم شو اون موقع نمتونسم چت کنم چون بچه بزرگه خوندن بلد بود فک‌کنم دوم بود😐
دیدگاه ها (۴)

عشق شیرینپارت7با صدای تخمی آلارم گوشیم بیدار شدم و مث همیشه ...

احساس او

پارت ۶از زبان اتوقتی بیدار شدم تو اتاق خودم نبودم و تغریبا ه...

part:2 name:Fate

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط