{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست
ته مانده های زخمی بال وپرت شکست

وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد
تیر کمان میان دو چشم ترت شکست

با نیزه های لشگریان زیر و رو شدی
در زیر نیزه ها به خدا پیکرت شکست

در لحظه ای که تا شدی و دست وپا زدی
سقا کنار خیمه قد خواهرت شکست

بر روی پای فاطمه گفتی بیا اخا
بنگر به نیزه ای کمر لشگرت شکست

یک یا حسین گفتی و زینب دلش گرفت
آن لحظه عاقبت نفس آخرت شکست

علی حسنی
#صابر_خراسانی
دیدگاه ها (۷)

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

طرحو با حاجت زدم دعام کنیدافتادی از بلندی و آقا سرت شکستته م...

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست ته مانده های زخمی بال وپرت شک...

افتادی از بلندی و آقا سرت شکستته مانده های زخمی بال وپرت شکس...

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست ته مانده های زخمی بال وپرت شک...

افتادی از بلندی و آقا سرت شکستته مانده های زخمی بال وپرت شکس...

افتادی از بلندی و آقا سرت شکستته مانده های زخمی بال وپرت شکس...

حسین جانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط