پست جدیدددد

پست جدیدددد

پست جدیدددد
کپشن :
ساعت ۵صبح بود فکر کنم !
به زور و زحمت دوستامو مجبور کردم بخوابن چون باید صبح زود بیدار میشدم
همه خوابیدن...
خودمم در تلاش بودم که دکمه ی آف اون روز و بزنم اما در لحظه این شعر ناخودآگاه اومد توو سرم و در کمتر از ۵دقیقه خلق شد.
گوشیمو برداشتم تا بنویسم ، نور صفحه ی موبایل چشمای رفیقمو باز کرد ؛گفت :پس چرا نخوابیدی؟؟؟
گفتم یهو یه شعر اومد توو ذهنم!
و اون گفت:
وا...
به یاد ایام قدیم باده به بالا...

بوس...
•
•
•
•
•
#theshey #music #musician #explore #trending #trendingreels
دیدگاه ها (۰)

خب.....پارت : ۱۴ ا.ت و جیمین اومدن داخل و دیدن که سوهو و تهی...

پست جدیددددکپشن ؛خودم‌میرم...این دلی امبه درخواست شما پست شد...

پست جدید کپشن :این کار‌ هنوز جمع نشده انرژی بدید جمعش کنیم و...

پارسال قرار بود با دوستامون همه بریم بیرون شهر تو یه جنگلی ج...

life like hell

گریه هامم‌ جلوی رفتنش رو نگرفت...💔

یه شب سرد پاییزی بود... رفته بود نشسته بود رو پشت بوم!!! هرچ...

یه شب سرد پاییزی بود...رفته بود نشسته بود رو پشت بوم!!! هرچی...

همخونه اجباری.. پارت 51."ویو پارک دوین"هنوزم...صورتم داغ بود...

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط