نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

پگاه_صنیعی (۴۲ تصویر)

#حرف_دل

#حرف_دل

۲ روز پیش
24K
...🗣 از دخترای موکوتاه بدِش میومد. میگُفت باید بذاری موهات بلندشَن. دختری که مو ندارِه رو وقتی بغَل میکُنی یه چیزی کَم داره یه چیزی که آرامِشه آغوشِشو صَدبرابر کُنه. ولی من عاشقِ مویِ کوتاه ...

...🗣 از دخترای موکوتاه بدِش میومد. میگُفت باید بذاری موهات بلندشَن. دختری که مو ندارِه رو وقتی بغَل میکُنی یه چیزی کَم داره یه چیزی که آرامِشه آغوشِشو صَدبرابر کُنه. ولی من عاشقِ مویِ کوتاه بودم خودَمو که جلویِ آینه میدیدَم لذَت میبردَم .. اما خُب اون دوست نَداشت منَم ...

۱ هفته پیش
43K
درست یادم نیست! شاید همین روزهای پاییز بود که فهمیدم دلم فیلش یاده هندوستان کرده عاشقت شده! دلم برای همه چیزَت سریع خودش را میباخت .. هر وقت نگاهم به نگاهت میخورد مثل دختران عهد ...

درست یادم نیست! شاید همین روزهای پاییز بود که فهمیدم دلم فیلش یاده هندوستان کرده عاشقت شده! دلم برای همه چیزَت سریع خودش را میباخت .. هر وقت نگاهم به نگاهت میخورد مثل دختران عهد قجَر دست پاچه میشدم!سرم را زیر می‌انداختم و گوشه‌ی لبم را گاز میگرفتم .. نگاهت ...

۳ هفته پیش
63K
. ماندن یا نماندن، مسئله این است وقتی گفت هم خندم گرفت هم رفتم تو فکر .. همیشه وقتی میومد یکی از چهار گوشه‌ی کافه رو انتخاب میکرد.این بار گوشه‌ی پنجره بود .. هوایِ بیرون ...

. ماندن یا نماندن، مسئله این است وقتی گفت هم خندم گرفت هم رفتم تو فکر .. همیشه وقتی میومد یکی از چهار گوشه‌ی کافه رو انتخاب میکرد.این بار گوشه‌ی پنجره بود .. هوایِ بیرون تاریک بود! کافه پر بود از دودِ سیگارایی که مردم پشت سرِ هم روشن میکردن ...

۳ هفته پیش
92K
#بخونید :) شَب که میشود دَر و دیوارِ اتاق میخواهند رویِ سینه‌اَم آوار شوند . هوا کَم میشود . حِس میکنم چیزی کم است و هر چه نگاه میکنم نمیفهمَم چیست . همه چیز تو ...

#بخونید :) شَب که میشود دَر و دیوارِ اتاق میخواهند رویِ سینه‌اَم آوار شوند . هوا کَم میشود . حِس میکنم چیزی کم است و هر چه نگاه میکنم نمیفهمَم چیست . همه چیز تو را به یادَم می‌آورد؛ عقربه‌یِ ساعتی که مرا یاد زَمانی که رفتی می‌اندازد . دوازدَه ...

۱۶ مهر 1398
62K
به تازگی فهمیده‌ام

به تازگی فهمیده‌ام "زندگی همیشه در اوجِ لذت آدم را به زمین میکوبد" کودکی که دوچرخه سَواری میکند و میخندَد، ماشینی او را ندیده زیر میگیرد .. دختری که در بُحبوحِه‌ی جوانی به پیرمردی پولدار شوهرَش میدهند ..! پسری که باید دَر گیر و دارِ عاشِقی به سربازی برود ...

۱۱ شهریور 1398
10K
#بخونید :) من به عالم و آدم حسودی میکنم! به اونی که زنگ میزنه بهت صداتو میشنوه وقتی میگی

#بخونید :) من به عالم و آدم حسودی میکنم! به اونی که زنگ میزنه بهت صداتو میشنوه وقتی میگی "نه خانوم اشتباه گرفتی"! به اونی حسودیم میشه که تو عابر بانک پشت سرِت وایساده هی غُر میزنه "آقا زود باش عجله داریم"! به اون دختر بچه‌یِ فال فروشی که جز ...

۶ شهریور 1398
26K
#بخونید :) کتابو بست گذاشت روی میز ؛ + تو نِمیخوای یه چایی بدی به ما؟ تلویزیون رو خاموش کردم از جام بلند شدم و گفتم - درسته قهریم ولی چه کنم با این دلِ ...

#بخونید :) کتابو بست گذاشت روی میز ؛ + تو نِمیخوای یه چایی بدی به ما؟ تلویزیون رو خاموش کردم از جام بلند شدم و گفتم - درسته قهریم ولی چه کنم با این دلِ از همه جا بیخبر . + ای بابا ناز نکن دیگه .. - مَن ناز ...

۲ شهریور 1398
36K
وقتی ازَم میپرسَن بینِ کسی که دوسِت داره و کسی که دوسِش داری کدومو انتخاب میکنی یکم این پا اون پا میکنم و با بی مِیلی میگم کَسی که دوسِش دارم ولی هم من میدونم ...

وقتی ازَم میپرسَن بینِ کسی که دوسِت داره و کسی که دوسِش داری کدومو انتخاب میکنی یکم این پا اون پا میکنم و با بی مِیلی میگم کَسی که دوسِش دارم ولی هم من میدونم و هم بقیه که بودن با آدمی که دوستِش داری و دوسِت نداره مرگِه موندن ...

۱ خرداد 1398
9K
آدم‌ها غیرقابل پیش بینی‌اند! همانی که فکرش را نمیکردی روزی برود آخرَش جایی میانِ جان کندن‌هایت رهایت میکند و میرود .. و همانی که رفت و خیال بازگشت نداشت روزی برمیگردد ..همانجایی که به هر ...

آدم‌ها غیرقابل پیش بینی‌اند! همانی که فکرش را نمیکردی روزی برود آخرَش جایی میانِ جان کندن‌هایت رهایت میکند و میرود .. و همانی که رفت و خیال بازگشت نداشت روزی برمیگردد ..همانجایی که به هر جان کندَنی بود فراموشَش کرده‌ بودی! باز میگردد و زندگیَت را پر از دلهره‌ی عشق ...

۱۹ فروردین 1398
3K
آدم‌ها غیرقابل پیش بینی‌اند! همانی که فکرش را نمیکردی روزی برود آخرَش جایی میانِ جان کندن‌هایت رهایت میکند و میرود .. و همانی که رفت و خیال بازگشت نداشت روزی برمیگردد ..همانجایی که به هر ...

آدم‌ها غیرقابل پیش بینی‌اند! همانی که فکرش را نمیکردی روزی برود آخرَش جایی میانِ جان کندن‌هایت رهایت میکند و میرود .. و همانی که رفت و خیال بازگشت نداشت روزی برمیگردد ..همانجایی که به هر جان کندَنی بود فراموشَش کرده‌ بودی! باز میگردد و زندگیَت را پر از دلهره‌ی عشق ...

۵ فروردین 1398
9K
به تازگی فهمیده‌ام

به تازگی فهمیده‌ام "زندگی همیشه در اوجِ لذت آدم را به زمین میکوبد" کودکی که دوچرخه سَواری میکند و میخندَد، ماشینی او را ندیده زیر میگیرد .. دختری که در بُحبوحِه‌ی جوانی به پیرمردی پولدار شوهرَش میدهند ..! پسری که باید دَر گیر و دارِ عاشِقی به سربازی برود ...

۲۶ بهمن 1397
15K
تو چشمام نگاه کرد .. سرمو با دستاش اورد جلو موهای رو صورتمو کنار زد و گوشه‌ی پیشونیمو بوسید .. تاحالا از این فاصله‌ی کم به چشمهاش خیره نشده بودم .. یه حس عجیبی داشتم ...

تو چشمام نگاه کرد .. سرمو با دستاش اورد جلو موهای رو صورتمو کنار زد و گوشه‌ی پیشونیمو بوسید .. تاحالا از این فاصله‌ی کم به چشمهاش خیره نشده بودم .. یه حس عجیبی داشتم ..یه حس ناب‌، یه حس کوتاه و گذرا .. ترسیدم خطایی ازَم سر بزنه .. ...

۲۲ بهمن 1397
14K
داشت سیبایِ درختِ خونه‌ی مادربزرگو میچید .. منم نردبومو زیرِ پاش محکم گرفته بودم که زبونم لال دلبرمون نیوفته پایین .. تو حالِ خودم بودم که یه دفعه یه سیب پرت کرد سمتمو گفت:

داشت سیبایِ درختِ خونه‌ی مادربزرگو میچید .. منم نردبومو زیرِ پاش محکم گرفته بودم که زبونم لال دلبرمون نیوفته پایین .. تو حالِ خودم بودم که یه دفعه یه سیب پرت کرد سمتمو گفت: " دلبربانو نبینم تو خودتی بیا این بالا پیش خودم یه ماچ بده بینم .." خندیدم ...

۹ دی 1397
14K
پرسیدَم بهِشت کجاست؟ مادر همینطور که غذا را هَم میزد که تَه نگیرَد گفت

پرسیدَم بهِشت کجاست؟ مادر همینطور که غذا را هَم میزد که تَه نگیرَد گفت " دخترم بهشت اونجاییِ که تمام اعضایِ خانوادت دورِ هم باشن، گل بگن و گل بشنون" پدرم داشت روزنامه میخواند .. سرش را بالا آورد و گفت " بهشت اونجاییه که هیچ پدری قرض و بدهکاری ...

۸ دی 1397
9K
میروم.. از همه‌ی خاطراتت میروم. توهم برو. راستش بودنت در خاطراتم و نبودنت در زندگی‌ام کمی روزانگی‌ام را تلخ کرده .. از کنارم که بی‌رحمانه رفتی از خاطرات و خیالاتم هم همانطور برو طوری که ...

میروم.. از همه‌ی خاطراتت میروم. توهم برو. راستش بودنت در خاطراتم و نبودنت در زندگی‌ام کمی روزانگی‌ام را تلخ کرده .. از کنارم که بی‌رحمانه رفتی از خاطرات و خیالاتم هم همانطور برو طوری که دیگر پاهایت از برگشتن خجالت بکشند میروم.. ولی به همه میگویم روزی مردی را دوست ...

۲ دی 1397
19K
خیابون خلوَت بود؛ داشتَم قدَم میزدم . طرفِ راستم مغازه‌هایی بودن که یکی در میون کِرکِره‌هاشون پایین بود و صدایِ سکوت از گوشه و کنارِ کرکره‌ها بیرون میزد .. و طرفِ چپم خیابونی بود که ...

خیابون خلوَت بود؛ داشتَم قدَم میزدم . طرفِ راستم مغازه‌هایی بودن که یکی در میون کِرکِره‌هاشون پایین بود و صدایِ سکوت از گوشه و کنارِ کرکره‌ها بیرون میزد .. و طرفِ چپم خیابونی بود که هر دَه بیست ثانیه یه ماشین خلوتِشو میشکَست . جایِ خوبی بود واسه اینکه غرق ...

۲۵ آذر 1397
6K
دقیقه‌های آخر کلاس بود .. همون دقیقه‌هایی که عقربه ها با آدم لَج میکنن و نمیگذرن ..! کلاسِ ادبیات داشتیم ، بازم شانس اورده بودم با اون حالِ بد کلاس ریاضی دچارم نشده بود .. ...

دقیقه‌های آخر کلاس بود .. همون دقیقه‌هایی که عقربه ها با آدم لَج میکنن و نمیگذرن ..! کلاسِ ادبیات داشتیم ، بازم شانس اورده بودم با اون حالِ بد کلاس ریاضی دچارم نشده بود .. استاد داشت راجع به یکی از شعرای حافظ بحث میکرد .. تو فکر بودم .. ...

۲۱ آذر 1397
7K
همیشه برف که میومَد با کنایه میگفت : بیا دیدی چیشد؟ زمینَم پیر شد از دستِ ما آدما .. اخم میکردم میگفتم : مگه چِمونه .. به این خوبی به این قشنگی به این عاشقی ...

همیشه برف که میومَد با کنایه میگفت : بیا دیدی چیشد؟ زمینَم پیر شد از دستِ ما آدما .. اخم میکردم میگفتم : مگه چِمونه .. به این خوبی به این قشنگی به این عاشقی ..! میگفت : کودوم خوبی .. کودوم قشنگی؟ چه عشقی؟ دلم میریخت وقتی میگفت چه ...

۱۸ آذر 1397
7K
بغض! واژه‌ی عجیبیست .. غم و دردش در تک تک حرفهایش حس میشود .. وای به آن روزی که آدمی لمس کند بغض را زیر گلویش .. آدمی وقتی بفهمد بغض دارد یعنی چیزی را ...

بغض! واژه‌ی عجیبیست .. غم و دردش در تک تک حرفهایش حس میشود .. وای به آن روزی که آدمی لمس کند بغض را زیر گلویش .. آدمی وقتی بفهمد بغض دارد یعنی چیزی را از دست داده یا آن چه را که میخواسته ندارد .. وقتی بفهمد بغض دارد ...

۸ آذر 1397
9K