ارمغانِ شهرِ تهران، پسته‌ی خندانِ توعطرِ نابی از دلِ زعفران ...

«پاییز هم از چشمِ تو الهام گرفتهبا هر نگهت جان و دلم کام گرف...

رخسارتو بازار چه ی نور فروشیستچشمان تو انگار که انگور فروشیس...

جهان روشن ز نورِ خنده‌ی توستدل و جانم همیشه بنده‌ی توستشکر د...

چایِ لب‌سوزی مهیّا کرده بود اخم‌هایش را کمی وا کرده بود بویِ...

مرا درگیر یک لبخند کردیاسیر عشق با ترفند کردیزبس لبهای شیرین...

چشمان تو خونریز ترین قاتل دنیاست تسلیم دلم برصف مژگان تو پید...

دلم کوت کوت بیه د بی وفاییتشی افتا دسینم دی جگایی#اریو

مه سیقه او دوتا تیه عقیقتقبولم کو که تا بوعم رفیقت#اریو

ما را گریزی نیست از تیر مژگان تو قاتل جانی من آتش چشمان تو...

هر شب به یاد چشمات خوابای خوش می بینم از لبای خوشگلت تو خواب...

*صبح یعنی" ٺو" بیایی**که دلم شاد کنی*عشق را اول صبح..با بوسه...

به داشتنت می بالم چون ماه که برای آسمان است#اریو

ای عشق بلای آسمانی ای کرده مرا چنین روانیبی رنج خوشی مرا نیا...

همه جا پر شده از شایعه ی امدنت اگر امروز نیایی چه کند عاشق ...

جای دارو دکترم تجویز کرد بوسش کنم با کمی دیوانه باز ی یکمی ل...

بارونی بوار دلم پر غمه سر وم شیوسه نونم چمهتنیا و بی کس دم ...

الا ای صاحب ابروی زیبا بلند بالا قشنگ و دلفریبامرا در بند خو...

واژه ای نیست که تا چشم تورا وصف کنمعمر خود در ره عشق تو پری ...

بوسه هایت را خریدارم به نرخ زعفرانبی رقیبند اخم ها وخنده های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط