{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما را گریزی نیست از تیر مژگان تو

ما را گریزی نیست از تیر مژگان تو
قاتل جانی من آتش چشمان تو
#اریو
دیدگاه ها (۰)

می‌رسد روزی که تو هم شاید گرفتارم شوی شاید آن دم اندکی محتاج...

مهرت به ابد در دلِ بی کینهٔ ما هستهرجور کنی عشق تو در سینهٔ ...

دین و دنیای منی امروز و فردای منیکافئنی یا هروئین توقند و هم...

هر شب به یاد چشمات خوابای خوش می بینم از لبای خوشگلت تو خواب...

گیرا تر از شرابند، چشمانِ می گسارتصد فتنه می‌تراشند، مژگانِ ...

داره خودشو پااااااره میکنه که قاتل و جانی رو به خودشون بچسبو...

چرا ز پرچم سرخِ قیام، حرفی نیستبه حرف هم دگر، از انتقام، حرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط