#کتاب_یادگاران
#شهید
#شهید_علی_محمود_وند
#آلونک
#اذان
#انفاق_و_دست_به_خیری
نشسته بودیم داخل مقر. یک اسلحه از شب قبل مسلح مانده بود. دست...
علی خواب دیده بود #شهید میشود. صبح که بیدار شد حال هوای عج...
شب مصطفی آمد دنبالم. دستم را گرفت، برد بیرون خوابگاه. روبروی...
#هم_قدم_باشهدا» #شهید_مصطفی_ردانی_پور «- میخوام وصیت کنم. دس...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین