{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق جوشید

عشق جوشید
و خرمشهر راکد و خموش و خسته نشد
نخل هایش اگرچه خون می خورد
ریشه هایش اما به غم بسته نشد
دیدگاه ها (۰)

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، بیم رس...

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

دهه‌شصتی‌های عزیز…زندگی را بردیم یا باختیم؟شاید هیچ‌کدام…ما ...

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

و هیبت چشمانت خود تــــرس دردلشان می اندازد.🫡🇮🇷#جانفــــــــ...

دراین میانه مرا هم صبور می خواهدچرا زمانه مرا از تو دور می خ...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

پارت ۴۰جنگ تمام شد.تهیونگ شکست خورد.اما جونگکوک هم زخمی شده ...

دلا دلبسته نشو دلبستگی درد دارد دلا وابسته نشو وابستگی درد د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط