{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۰

پارت ۴۰
جنگ تمام شد.
تهیونگ شکست خورد.
اما جونگکوک هم زخمی شده بود.
زخمی که برای یک خون‌آشام عادی نبود.
سمی در بدنش پخش شده بود.
پزشک گفت:
_اگر تا طلوع آفتاب پادزهر پیدا نشه، می‌میره.
برای اولین بار از مرگش وحشت کردم.
تمام شب دستش را گرفتم.
_تو قول دادی تا ابد بمونی.
چشم‌هایش نیمه‌باز شد.
_من هنوز سر قولم هستم.
_پس نرو.
لبخند کمرنگی زد.
_نمی‌رم.
دیدگاه ها (۰)

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 52 "" ویو پارک جیمین ...

my snow ❄#my_snowPT 7ویو کوکی:واقعاً اعصابم رو خرد می‌کرد زی...

زندیگ دوباره

تکپارتی سونگمین(وقتی میخوای خودکشی کنی از ساختمون ۱۰ طبقه)#د...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part⁸.....ویو ا....

خون آشام مهربان

My Vampire Mate Season 2 part : 58

سایه‌های کلاغپارت دوازدهم | اولین ترکباران هنوز می‌بارید.قطر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط