امشب به دشت کربلا شام غریبانست

امشب به دشت کربلا شام غریبانست
زینب در آن دشت بلا فکریتیمانست
لیلا برای اکبرش غمگین و نالانست
عابد به بستر تشنه و زارو پریشانست
طفلان تمامی گوشه ای سردرگریبانند
اندر غم سلطان دین از دیده گریان اند
زینب و کلثوم و رباب فکر عزیزانند
بین کودکان از تشنگی بی حال و بی جانند
شام غریبان است زینب پریشان است
ام لبنین در گوشه ای غمگین نشسته
او همچو مرغی که پر و بالش شکسته
از دست ظلم کافران گردیده خسته
دیگر بر این دنیای فانی دل نبسته
زینب پریشان است از دیده گریان است
جسم حسین تشنه لب روی زمین است
زینب پریشان در عزای شاه دین است
ازداغ عباس و علی اکبر غمین است
بی اصغرو بی قاسم و یارو معین است
فکر عزیزان است زینب پریشان است
روبروی خواهر غم پرورش
شمر ملعون کرد جدا از تن سرش
از جفا در خون تپان کرد پیکرش
بهر او صاحب عزا شد داورش
زینب پریشان است از دیده گریان است
#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤 #محرم
دیدگاه ها (۳)

امشب به دشت کربلا شام غریبانستزینب در آن دشت بلا فکر یتیمانس...

هر کشته ای در گوشه ای اندر بیابانستلیلا ز داغ اکبرش از دیده ...

هر کشته ای در گوشه ای اندر بیابانستلیلا ز داغ اکبرش از دیده ...

ای شیعیان امشب شام غریبان است جسم حسین عریان اندر...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

ای علی ابن الحسین جانم بقربانتیا علی ابن الحسین دستم به داما...

باز باران با ترانهمی خورد بر بام خانهیادم آید کربلا رادشت پر...

باز باران باترانه با گوهرهاي فراوانمي خورد بر بام خانه" يادم...

بنشین تا به تو گویم زینبغم دل با تو بگویم زینببعد من قافله س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط