{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...
دلم میخواهد چادر گلگلی ام را سر کنم
و نذری مادرم را برایتان بیاورم
دلم میخواهد کاسه ی شعله زرد را
با گل های محمدی پر کنی
و برایم بیاوری،
دلم میخواهد مادرت زنگ خانه مان را
به صدا در بیاورد و در گوش مادرم
مرا برایت بخواهد،
و تو با کت شلوار مشکی دامادی ات
و من چادر سفید مادربزرگم
لبخند از چشمانمان جاری شود...
من
تو
چای دارچینی
و یک عمر خوشبختی....
‌
دیدگاه ها (۵)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وششم: نفرینی که در تاریکی زاده شد---گ...

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگلی ...

دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...❤ ️دلم میخواهد چادر گلگ...

‌‌.دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگ...

‌‌دلم حوالی سال های ٤٧،٤٨ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگل...

.دلم حوالی سالهای ۴۸،۴۷ را میخواهد...دلم میخواهد چادر گلگلیم...

می خواهم همسایه ی دلم باشیمن آش دهن سوز نذری بیاورمتو کاسه ی...

سلام حضرت مولاسلام دوای هر دردسلام شاه عرب و شیر خداتورا به ...

بـه توکلِ نام اعظمت♡عاشق چادرم هستم♥از آن عاشق هایی که بدون ...

یکبار که مشغول نوشتن خاطرات روزانه أم بودم ، مادرم گفت :چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط