{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️
𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟓
$یادته چه اتفاقی افتاد؟
+نه
-ینی چی
$میدونی اینجا کجاست؟
+بیمارستانه
$آفرین اسمتو چی یادته؟
+آممم نه
-منو چی یادت میاد؟
+عا اره جونگ کوکی
$خب چیز خاصی نیست حافظش زود بر میگرده من دیگه میرم هر وقت اسمشو یادش اومد صدام کنید
+ببخشید اسمم ا.ته پارک ا.ت نه نه جئون ا.ت
$درسته خانوم جئون شما تصادف کردید
کمی فک کردم و با یادآوری همه چیز دستمو رو شکمم بردم
+بچمم بچممم حالش خوبه؟؟؟؟
$اممم(با تاسف خیره شده)
-من بهش میگم
+چیوووو چیو میگی(کمی داد)
دکتر میره
-ا.ت ببین میدونم سخته ولی تو نزدیک دو ماهه خوابی من باهاش دو ماهه کنار اومدم درکت میکنم تو هم باید باهاش کنار بیای
+بچمممممم چیشده جونگ کوک چیشده(بغض)
-قربونت برم بغض نکن
+بچم مرده؟
-......
+بچممممممم مردههههه(داد)
-ا.ت آروم باشه
+بچممم مرده بچممم مرده(گریه )
جونگ کوک جلو میره و بغلش میکنه و اونم زیر گریه می:کوک
+بچمممممم جونگ کوک بچممم(گریه)
-فداتبشمم من(گریه)
+همش تقصیر توعههه تو زندگیمو بد کردیی از اون موقع ای که زنت شدم دارم بد بختی میکشمممم ولممم کن دیگه بسه دیگه(گریههههه/داره مشتاشو آروم میکوبونه به شونه جونگ کوک)
جونگ کوک محکم تر از قبل بغلش میکنهه.
....‌‌‌‌
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۵)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

سناریو هانما پارت اخر

سناریو مایکی پارت اخر

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط