{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این فصل آخر است ببخش عاشقانه نیست

این فصل آخر است ببخش عاشقانه نیست
امشب در این خرابه هوای ترانه نیست

مردم دوباره پشت سرم حرف می زنند
اما عجیب! لحن تو هم صادقانه نیست

قلبی که جنس شیشه شد آخر شکستنی ست
عشقی که گشت یکطرفه جاودانه نیست

گفتم بمان به زخم غرورم نمک نپاش
گفتی سزای عشق مگر تازیانه نیست

با این همه اگرچه مرا برده ای ز یاد
هرچند در وجود تو از من نشانه نیست

باور نمی کنم که تو طردم کنی ولی
رفتم برای ماندنم آخر بهانه ای نیست...!!!
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

007-پنهان در مه - پارت ۷۷

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:3سرعتت رو بالا ب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴بچه ها برای اینکه ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

این فصل آخر است ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای تران...

این فصل آخر است ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای تران...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

این فصل آخر است، ببخش عاشقانه نیستامشب در این خرابه هوای ترا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط