{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۴


بچه ها برای اینکه خیلیی قشنگ تر بنظر بیاد، این اهنگ رو دانلود کنید و حین خوندن، این هم گوش بدید
حستون رو توی کامنتا بهم بگید
https://englishtft.com/services/musics/mia-martina-waka-flocka-beast



لیویا توی همون موقعیتش موند زور این رو نداشت که از آغوشش بیرون بیاد نه که بخواد بیرون بیاد چه چیزی بهتر از اون آغوش؟ فقط مشکل اینجا بود که این آغوش باعث تشدید بغضش میشد باعث یادآوری احتمالات و نظریه های ذهنش کاش اینقدر فکر و ذهنش رو تصاحب نمیکرد

_تو راست میگی من چرا اینقدر ضعیف شدم؟ .

جونگکوک سرش رو از روی موهای لیویا برداشت به صورتش نگاه کرد
+ شاید تازه داری از پیله ای که برای خودت ساخته بودی بیرون میای

لیویا چشمهاش رو بین لبها و سیاهیه به رنگ شب جونگکوک میچرخوند توی همون حالت مونده بودن

جونگکوک ؟ -

هوم ؟ +

_ تو از بوسیدن کسی چه حسی میگیری؟

+ از بوسیدن هر کسی بعد از اون دختر حس لجن میگیرم، حس آزار به خودم. ولی اون آزار و حق خودم میدونم
لیویا لبهاش رو به هم فشرد تا بغض رو خفه کنه چشمهای سرخش رو به چشمهای جونگکوک دوخت ، دستهای ظریفش رو بالا آورد و هم زمان لبهای بی جونش رو روی لبهای پسر گذاشت جونگکوک شکه بود نمیبوسید پلک نمیزد، دستهاش رو حرکت نمیداد فقط به چشمهای بسته دختر نگاه میکرد با چشمهایی که از بی حسی پر شدن شاید یه بی حس از همه درد هاش نه اون بی حسی که ما تصور میکنیم

لیویا بوسه تک تک ای روی لبهای خیس از شوری اشک پسر میزد و دستهاش رو روی گونه های جونگکوک نوازش میداد " جونگکوک چشمهاش رو به هم فشرد و جواب کوتاهی به بوسه دختر داد

لیویا لبهاش رو فاصله داد و با صدای تحلیل رفته اش گفت :
_ ببخشید که بهت آزار دادم

همونطور که صورتشون بهم نزدیک بود جونگکوک جواب داد +من ساخته شدم تا آزار ببینم

و بازهم قلب دختر فشرده شد. پس عشق یکطرفه همینقدر درد داشت؟ جونگکوک از همین درد حرف میزد؟

سرجاش برگشت و با پس زدن اشکهاش و صاف کردن صداش گفت
_ تا آرایشم کاملا پاک نشده حرکت کن زودتر برسیم
جونگکوک سرش رو به نشونه مثبت تکون داد و ماشین رو به حرکت در آورد

بعد از چند دقیقه سکوت به چهره لیویا نگاهی انداخت :
+ اگه حالت اوکی نیست میخوای برگردیم خونه؟

_ نه میخوام حال و هوام عوض شه
دستش رو گرفت و قدم هاش رو باهاش منظم کرد
وارد بار شدن صدای موسیقیه کر کننده باعث شده بود تا چهره لیویا در هم جمع بشه و گوشش سوت بکشه

جونگکوک نگاه سرسری از به کل بار انداخت و با دیدن چهره
اشنایی سری به نشانه "سلام" تکون داد

لیویا مسیر نگاه جونگکوک رو گرفت که دنیل رو دید
_اینجام مال اونه؟

اون رستوران داره اینجا مال داداششه +

_ اوه، خانوادگی تو این کارن .

جونگکوک خنده ای کرد و با نزدیک شدن دنیل بهشون بحث رو عوض کرد

دنیل : افتخار دادی پسر باز هم این خانم زیبا

جونگکوک نگاهی به لیویا کرد و با لحن جذابش گفت : فعلا هرجا برم این خانم زیبا همرامه

لیویا لبخند معذبی زد و کمی خودش رو بیشتر به جونگکوک نزدیک کرد

دنیل : اوه پسر ، چهرش دیوونه کنندس ، بهت تبریک میگم جونگکوک پوزخندی زد و ابرویی بالا انداخت

دنيل : عام ، بهتون اتاق بدم؟ یا فعلا میخواید از جمع لذت ببرید؟ جونگکوک رو به لیویا کرد و با صدای دیپی گفت : در هر دو صورت که لذت میبریم، ولی بزار این خانم زیبا بگه

_اول برقصیم بهتره هوم؟

هوم عاليه +
دنیل خنده ای کرد و با چشمکی گفت : تنهاتون میزارم
لیویا به رفتن دنیل خیره شد که فشار انگشت جونگکوک رو دور کمرش حس کرد

با دست دیگرش موهای دختر رو به یکطرف فرستاد و با نزدیک کردن لبش به گوش دختر لب زد:
+ انرژیتو سره رقص تمومش نکن برای امشب نیازش داریم

لیویا با همون فاصله کم سمتش برگشت که بینی هاشون به هم برخورد کرد
_من مشکلی با تموم شدن انرژیم ندارم ، تو دوباره شارژش میکنی

جونگکوک سرمستانه خندید و سرش رو به عقب فرستاد
+: crazy !!

لیویا با لحن مشابهه خودش ادامه داد: برقصیم؟

جونگکوک هومی کرد و همونطور که دستش رو دور کمرش سفت میکرد به جلو قدم برداشت ، و لیویا به عقب

با خودش گفت حداقل میتونم برای خودم و توی ذهن خودم داشته باشمت
انگار از هر طرف ممنوعه بود
چشمهاش رو از چشمهای سیاهش لحظه ای جدا نکرد. چون میخواست مثل هرباره گذشته بعد از دقایقی توی چشمهاش غرق بشه وارد دنیای دیگری بشه
جونگکوک پیشونیش رو به پیشونی لیویا چسبود که لیویا چشمهاش رو به پایین سوق داد جونگکوک با چشمهای کنکاشگرانه اش به پلکهای پایین افتاده دختر نگاه میکرد
سرش رو کمی خم کرد و لبهای باز دختر رو شکار کرد، پلکهاش رو روی هم انداخت تا توی سیاهیه ذهنش از لبهای دختر لذت ببره نه آزار
دیدگاه ها (۱۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط