همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به

همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به بچه ها گفتم برای روز معلم انشا بنویسین یکیشون اومد خوند در آن سرمایی که سگ از خانه ی خود بیرون نمی آید معلم ما به مدرسه می آید!!!!!
.
..

من(surprised)
بچه ها(teeth)
سگای محل(confused)
سرمای زمستون(laugh)
M
دیدگاه ها (۸)

همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به بچ...

یکی از معلما تعریف میکرد: سالها معلم یه روستا بودم یکبار که ...

همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به بچ...

یکی تعريف ميکرد سالها معلم يه روستا بودم يکبار که به بچه ها...

یکی از معلم ها تعریف میکرد: سالها پیش معلم یه روستا بودم یک...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

یارو میره تعلیم رانندگیوقتی بر میگرده بهش میگن........فضای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط