{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم
یک نظر کرد مرا کل مرا ریخت بهم

(من ملک بودم و فردوس برین...) اما او
بوسه ای داد به من، عرش خدا ریخت بهم

معتکف در حرم امن دلم بودم و او
تا که آمد جهت قبله نما ریخت بهم

شاعر شهر خودم بودم و از شهر خودش
ضربان قدمش شهر مرا ریخت بهم

وزن ها ریخت بهم قافیه ها ریخت بهم
شعر ها ریخت بهم، شاکله ها ریخت بهم

یک نظر صورت ماهش به قمر داد نشان
شرم افتاد به ماه و همه جا ریخت بهم

تار را بم نزن ای یار زمین می لرزد
تازه فهمیده خدا ارگ چرا ریخت بهم 


دورت بگردم..عشقم.نفسم عمرم..تا نفس میکشم.کنار تو هستم..قضا بلات به سرم..فدات بشم..همسر زیبای من.. میمیرم برات.
دیدگاه ها (۱)

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا، کل مرا...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا، کل مرا...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا، کل مرا...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا، کل مرا...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا کل مرا ...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهم یک نظر کرد مرا ، کل م...

رد شد از کوچه ی ما، خانه‌ی ما ریخت بهمیک نظر کرد مرا کل مرا ...

#دل‌نوشته(۳۴)منی که نام شراب از کتاب می شستمزمانه کاتب دکان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط