فیک جیمین pt2

بچه ها قبل از هر چیزی ا/ت عضو هشتمه














برقا رفتن فک کنم 3 دقیقه داشتم دنبال در میگشتم برم بیرون بالاخره در رو پیدا کردم با نور گوشیم داشتم از پله ها میرفتم پایین وقتی رسیدم پایین دیدم همه ی اعضا با ی کادو ایستادن پایین پله ها یهو هم زمان با اومدن برقا جیمین با ی کیک تو دستش اودم پیشم بوسیدم و بهم گفت
جیمین: تولدت مبارک عشقممم :)
سر جام خشکم زد خودم یادم نبود تولدمه بعد یهو گریم گرفت نمیدونم چرا دست خودمم نبود
جیمین ویو:
با ی کیک تولد تو دستم رفتم پیشش و بوسیدمش بعد ی دیقه ک خشکش زده بود گریش گرفت نشست سر آخرین پله و سرشو گزاشت روی پاهاش (عکس ا/ت اسلاید دومه)
نشستم کنارش بغلش کردم گفتم
جیمین : چی شده؟
با گریه گفت : آخرین باره ک یکی برای تولدم سوپرایزم کرد مامانم بود ک از اون موقع 11 سال میگذره (پدر و مادر ا/ت ملدن)
همه اعضا اومدن بغلش کردن اونم اشک هاشو پاک کرد
کوک بلند داد زد :ممممنننن کککییییکککک ممیییخخخوووااامم
جین زد پس کلش : بچههه پ ادبت کجاست
کوک: ولی همه ی موز های داخلش برای من
ا/ت : (باخنده) باشه برای خدت:l
ا/ت ویو
کیک رو خوردیم من رفتم لباسم رو عوض کردم برای عکس گرفتن (اسلاید سوم عکس لباسش)
وقتی اومدم پایین دیدم .....
دیدگاه ها (۱۸)

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

عشق بی پایان

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

سناریو چیفویو پارت اخر....

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط