{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی از تتوو خوشش میاد اما خب نه من نه خودش نمی‌توانستیم

خیلی از تتوو خوشش میاد اما خب نه من نه خودش نمی‌توانستیم تو ضیحی برا کارمون داشته باشیم
واسه همین شد
که رفتیم پهلو دوستم که نقاشی می‌کنه خیلی خوش گذشت تا اون حد که تصمیم گرفتیم هر بار یه مدل جدید روی بدنمون بکشیم چه ذوقی دیدم تو چشماش
حالا شب
شب؟ شب یعنی چه؟ شب یک حالت از وقت است. من غرق در وقتم. شب منطقی است که شب باشد. شب هست. اشکال در شب نیست. اشکال در نبودنِ نور است؛ و در نشستن و گفتن که صبر باید کرد، و انتظارِ صبح باید داشت. وقتی که در شب قطبی نشسته‌ام شش ‌ماه انتظار یک عُمر است، شمع را روشن کن. شمع روشن کردن کاری است، و آفتاب زدن اتّفاقِ نجومی. شمع روشن کن، و باز شمع روشن کن.

و قانع نشو به نورِ حقیرِ حباب. و بس کن از این نشستن و گفتن که صبح می‌آید. آه، این‌ها کلیشه است، مانندِ مُهرِ لاستیکی است، تکراری است،‌ فرسوده است، این‌ها به دردِ شاعرانِ خانه‌ی فرهنگ می‌خورد. مانندِ این‌که آفتاب درخواهد آمد.

ما در کتاب اوّل خواندیم که ماه سی روز است، یعنی سی‌بار صبح در هر ماه، سی‌بار آفتاب زدن. بس نیست؟ این دیگر وعده نمی‌خواهد. این دیگر انتظار ندارد. اصلاً انتظار یعنی چه؟ انتظار افیون است. هر لحظه انتظار، در حداکثر، مانندِ مستی خوش آغازِ باده‌پیمایی‌ست. بعد بالا می‌آوری. در انتظار بودن یعنی نبودن در وقت...!
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🌙✨﷽✨🌙☀️ خورشید جایش را به ماه می‌دهد...🌙 روز به شب، آفتاب به...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

سیلام_ کپشن_

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط