{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

و در این هنگام در اوج بی باکی و ناتوانی

و در این هنگام در اوج بی باکی و ناتوانی
به خلقت و آفریننده‌ی خود به شک افتادم
سوز در پاهایم من را به بهشت پهناور یا شاید هم به جنگل شیطانی جهنم خواهد کشید.
اما چه می‌شد اگر این غروب به حال من می‌گریست تا بتوانم برگ های نم ناکش را به روی صحنه به رقص درآورم؟
آری
پرندگان آزادی میخوانند و صحنه‌ی رقص مرگ من به آنها پر خواهد داد.
و امید دارم به اینکه شاید این اجرای زنده مرده هارا هم به رقص با مرگ درآورد
و امید دارم به اینکه این رقص آویز خط پایان جدول تاریخ می‌شود.


_meowarmy_
دیدگاه ها (۱۱)

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

پارت ۲۱

╭─────── ࣪˖ ִֶָ🌙🥀 ִֶָ˖ ࣪ ───────╮سلام قشنگای من... 🙂✨امروز ا...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

شاهکاری به نام دروغ

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

پشت لبخند جیمینپارت چهارمطبق قولی که داده بود، شاممون واقعاً...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

ترجمه‌ ‌صحبت‌های لینو ::"🐰:: سلام من لینو از استری کیدز هستم...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط