{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا موسی کاظم

یا موسی کاظم

یکی کم است هزاران کفن اضافه کنید
سه تا سه تا به تنش پیرهن اضافه کنید

کمی خیال کنید و ضریحی از زنجیر
به شکل پنجره بر این بدن اضافه کنید

به سوی این همه زخمی که زیر زنجیر است
به سینه کوفته زنجیر زن اضافه کنید

چهار سال به بند است از او چه می ماند؟
به این حدود اگر که زدن اضافه کنید

پس از سه روز حسینی به بام خواهد ماند
اگر به زخم تن او دهن اضافه کنید

حسینیان غم آقا به دست می آید
به این حسین اگر که حسن اضافه کنید

غریب کوچه غریب مدینه از امشب
به ذکر سینه غریب وطن اضافه کنید
دیدگاه ها (۷)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۳ات ویوساعت دوازده شب...صدای غرش موتور ماشین‌ها تمام پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط