خط به خط برایت مینویسم

خط به خط برایت مینویسم
از روزهای بی تـــــــ❤ــــــــو
از پاییز های بی معنی
از زمستان های یخ بسته
از اردیبهشت بی عشق
خط به خط مخاطبم تویی
میدانم نمیخوانی
اما تمام امیدم
به کلاغ های دور و بَرم است
برایت از این دوری
خبر بیاورند
شاید یک کلاغ چهل کلاغ کردند
دلتنگی مرا جار زدند
و تووووووووووووووووووووو با یک نسیم
به دیدار این معشوق فراموش شده آمدی
مینویسم شاید آب روُد
برایت از این دلتنگی خبر آورد
میدانم نمیخوانی
اما من هزاران بار برایت مینویسم
دیدگاه ها (۰)

درد دل با اقای شهیدم. آقای شهیدم آقای عزیزم اه چی بگم از دلت...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خط به خط برایت مینویسماز روزهای بی تـــــــ❤ــــــــواز پایی...

خط به خط برایت مینویسماز روزهای بی تواز پاییز های بی معنیاز ...

خط به خط برایت مینویسماز روزهای بی تواز پاییز های بی معنیاز ...

هر روز برایت چند خطی دلتنگی مینویسمهر روز ذره ای از دلتنگی ا...

هر روز برایت چند خطی دلتنگی مینویسمهر روز ذره ای از دلتنگی ا...

گاهی آنقدر قدم میزنی تا سایه ات زیر نور چراغِ تنهایِ پارک از...

تنهایی

من چه میدانستم عاشقی چیست ؟من از درد فراق چه میدانستم؟ من کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط