لابُد تو هَم یک روزی جا ماندی،

لابُد تو هَم یک روزی جا ماندی،
از رویایی که خودت ساخته بودیش ،
مثل مَن ..
این شهر پُر است از آدمهای جا مانده،
جا مانده توی گذشته،
جا مانده توی خاطرات،
جا مانده تو چشمانِ یک نَفر ..
این شهر پُر است از کسانی که
تاوانِ کارِ یک نفر را،
از یک نفر که بی‌خبر از هَمه‌چیز
از راه آمده می‌گیرند ..
لابُد من هم هَمان قربانیِ بی‌تقصیرِ
بی خبر از همه‌چیز و همه‌جا بودم ..
دیدگاه ها (۳)

#وقت_عاشقی... وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏خدایا...در این سکوتِ زیبای ...

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

ایتایار:به راستی ، دیپلماسی آقایان کی آورده ای برای ما یا هم...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :مدعیان تناسخ، هم به وجو...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط