بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
مدعیان تناسخ، هم به وجود خدا اذعان دارند که میگویند: روح انسان با کمالات، با خدا متحد میشود -و هم به خوبی و بدی و اجر و مکافات اذعان دارند که میگویند: روح انسان شقی معذب میگردد - و هم به روح باور دارند که مدعیاند:روح به بدنی دیگر بازمیگردد و به حیاتش ادامه میدهد!؛ اما تناسخ را جایگزین عوالم دیگر نمودهاند، تا از یک سو حشر و قیامت،سؤال و پاسخگویی، اجر و مکافات، و بهشت و جهنم را انکار کنند و از سویی دیگر بگویند: عوالم دیگر وجود ندارد، بلکه زندگی فقط در همین دنیا تداوم دارد - یعنی همان دنیاگرایی.
دلایل عقلی در بطلان تناسخ :
1- همین که هیچ دلیل عقلی، علمی و تجربی، برای اثبات تناسخ اقامه نشده و در سطح یک باور خرافی باقی مانده،خود دلیل عقلی بر بطلان تناسخ میباشد.
دقت شود، این که کسی در مکانی قرار بگیرد و بگوید: گویا من پیش از این خودم را در این مکان دیده بودم، دلیلی بر تناسخ نمیباشد.
2- فرض شود که مردمان خوب و بد امروز، در گذشته می زیستهاند و امروز روح آنها به این بدنهای جدید بازگشته است! پس، لابد آن مردمان گذشته نیز در گذشتهای دورتر میزیستهاند و این سلسله ادامه دارد؛ حلقۀ اول این سلسله کجاست؟!
3- این نظریۀ خرافی، القای جبر و نفی خیر و شرّ، کمالات، نقصانها، ارزشها و ضد ارزش ها و تلاشها و نتایج آنها می باشد؛ چرا که قوت و ضعف و نیز خوبی و بدی کسی در اختیار خودش و حاصل هدفمندی و تلاش خودش نیست، بلکه نتیجۀ جبری زندگی او در نسلهای پیشین میباشد!
4 - این نظریۀ خرافی، اصل قضاوت و حق قضاوت که طبیعیترین حق انسان میباشد را نفی میکند؛ بنابراین ادعای خرافی، شما حق ندارید دیگران را قضاوت کنید و بگویید: این ظالم، جنایتکار، فاسد، مفسد، و تجاوزکار است؛ چرا که او جبراً مقهور زندگی خود در گذشته میباشد! و مردمانی که امروز قربانی این جنایات میشوند نیز در گذشته خطا کردهاند و در این بدن جدید، تاوان میدهند! لذا این ادعای باطل، اهداف سیاسی نیز دارد و قصدش توجیه و تطهیر تمامی مستکبران، ظالمان و جانیان، و مقصر معرفی نمودن تمامی مظلومان و قربانیان میباشد!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
مدعیان تناسخ، هم به وجود خدا اذعان دارند که میگویند: روح انسان با کمالات، با خدا متحد میشود -و هم به خوبی و بدی و اجر و مکافات اذعان دارند که میگویند: روح انسان شقی معذب میگردد - و هم به روح باور دارند که مدعیاند:روح به بدنی دیگر بازمیگردد و به حیاتش ادامه میدهد!؛ اما تناسخ را جایگزین عوالم دیگر نمودهاند، تا از یک سو حشر و قیامت،سؤال و پاسخگویی، اجر و مکافات، و بهشت و جهنم را انکار کنند و از سویی دیگر بگویند: عوالم دیگر وجود ندارد، بلکه زندگی فقط در همین دنیا تداوم دارد - یعنی همان دنیاگرایی.
دلایل عقلی در بطلان تناسخ :
1- همین که هیچ دلیل عقلی، علمی و تجربی، برای اثبات تناسخ اقامه نشده و در سطح یک باور خرافی باقی مانده،خود دلیل عقلی بر بطلان تناسخ میباشد.
دقت شود، این که کسی در مکانی قرار بگیرد و بگوید: گویا من پیش از این خودم را در این مکان دیده بودم، دلیلی بر تناسخ نمیباشد.
2- فرض شود که مردمان خوب و بد امروز، در گذشته می زیستهاند و امروز روح آنها به این بدنهای جدید بازگشته است! پس، لابد آن مردمان گذشته نیز در گذشتهای دورتر میزیستهاند و این سلسله ادامه دارد؛ حلقۀ اول این سلسله کجاست؟!
3- این نظریۀ خرافی، القای جبر و نفی خیر و شرّ، کمالات، نقصانها، ارزشها و ضد ارزش ها و تلاشها و نتایج آنها می باشد؛ چرا که قوت و ضعف و نیز خوبی و بدی کسی در اختیار خودش و حاصل هدفمندی و تلاش خودش نیست، بلکه نتیجۀ جبری زندگی او در نسلهای پیشین میباشد!
4 - این نظریۀ خرافی، اصل قضاوت و حق قضاوت که طبیعیترین حق انسان میباشد را نفی میکند؛ بنابراین ادعای خرافی، شما حق ندارید دیگران را قضاوت کنید و بگویید: این ظالم، جنایتکار، فاسد، مفسد، و تجاوزکار است؛ چرا که او جبراً مقهور زندگی خود در گذشته میباشد! و مردمانی که امروز قربانی این جنایات میشوند نیز در گذشته خطا کردهاند و در این بدن جدید، تاوان میدهند! لذا این ادعای باطل، اهداف سیاسی نیز دارد و قصدش توجیه و تطهیر تمامی مستکبران، ظالمان و جانیان، و مقصر معرفی نمودن تمامی مظلومان و قربانیان میباشد!(ادامه دارد...)
- ۸۰
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط