{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم

این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنم
گویا یک درد را بر خود دو چندان می‌کنم

بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو
دردم افزون می‌شود چندان که درمان می‌کنم

چند گویی توبه آن از عشق و زین ره باز گرد
چون توانم توبه چون این کار از جان می‌کنم

از میان جان نگیرد عشق او هرگز کنار
کز میان جان هوای روی جانان می‌کنم

این عجایب بین که نگذارند در گلخن مرا
وانگهی من عزم خلوتگاه سلطان می‌کنم

عشق توتاوان است بر من چون نیم در خورد تو
مرد عشق خود تویی پس من چه تاوان می‌کنم

چون دل و جانم به کلی راز عشق تو گرفت
من چرا این راز را از خلق پنهان می‌کنم

نی خطا گفتم تو و من کی بود در راه عشق
جملهٔ عالم تویی بر خویش آسان می‌کنم

تا گهرهای حقیقت فاش کردم در جهان
با دل عطار دلتنگی فراوان می‌کنم
دیدگاه ها (۱)

Attar-050525

سلام دلیل خوشحالی من صبحت بخیررررمرا با هر نامی که می‌خواهی ...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

خدا را در خود آ

عاشقانه های شبنم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط