دو قدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!
دو قدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!
دو قدم تا که تو را تنگ بگیرم به برم!
تو به اندازه هر یک قدمم آتشی و
من به اندازه هر یک نفست شعله ورم!
دورتر می شوی و بیخبر از حال منی
پیش می آیم و از شرم لبت با خبرم!
آه و صد آه! خلیلِ بُتِ خالت شده ام
شکر و صد شکر که اعجاز ندارد تبرم!
چه کُنم با دو لبت؟ دل بکنم یا نکنم؟
چه کنم جان و دلم را؟ ببرم یا نبرم
دو قدم تا که تو را تنگ بگیرم به برم!
تو به اندازه هر یک قدمم آتشی و
من به اندازه هر یک نفست شعله ورم!
دورتر می شوی و بیخبر از حال منی
پیش می آیم و از شرم لبت با خبرم!
آه و صد آه! خلیلِ بُتِ خالت شده ام
شکر و صد شکر که اعجاز ندارد تبرم!
چه کُنم با دو لبت؟ دل بکنم یا نکنم؟
چه کنم جان و دلم را؟ ببرم یا نبرم
- ۱.۵k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط