{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!

دو قدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!
دو قدم تا که تو را تنگ بگیرم به برم!

تو به اندازه هر یک قدمم آتشی و
من به اندازه هر یک نفست شعله ورم!

دورتر می شوی و بیخبر از حال منی
پیش می آیم و از شرم لبت با خبرم!

آه و صد آه! خلیلِ بُتِ خالت شده ام
شکر و صد شکر که اعجاز ندارد تبرم!

چه کُنم با دو لبت؟ دل بکنم یا نکنم؟
چه کنم جان و دلم را؟ ببرم یا نبرم...
دیدگاه ها (۲)

دو قدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!دو قدم تا که تو را تنگ بگی...

دوقدم پیش بیا! ای قدمت بر سر چشم!دوقدم...تا که تو را تنگ بگی...

دو قدم پیش بیا! ـ ای قدمت بر سر چشم! ـدو قدم... تا که تو را ...

دو قدم پیش بیا! ـ ای قدمت بر سر چشم! ـدو قدم... تا که تو را ...

تو زلیخایی و من یوسفِ آشفته سرمدوست دارم که خودم پیرهنت را ب...

تو زلیخایی و من یوسفِ آشفته سرم  دوست دارم که خودم پیرهنت را...

🍁تو زلیخایی و من یوسف آشفته سرم🍁

✍ ️ تو زلیخایی و من یوسف آشفته سرم دوست دارم که خودم پیرهنت ...

تو زلیخایی و من یوسفِ آشفته سرم دوست دارم که خودم پیرهنت را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط