مثل بغض کهنه ام من مثل پایی روی مین

مثلِ بغضِ کهنه ام من،مثلِ پایی روی مین
بی تو سیلِ خون شود از چشمِ من رویِ زمین

آن چه کردی با دلم در جمله نتوان وصف کرد
زندگی ارزش ندارد بی تو با حالی چنین

گفته بودی عشق درمان می کند اما نکرد
گر نمی دانی گواهی می دهد قلبِ غمین

پا به پایِ موی من دندانِ من هم نیز ریخت
در نبودت درد دارد می کشد قلبِ حزین

خواهشاً برگرد از راهی که رفتی پیشِ من
آن چه آوردی سرم را لحظه ای لطفاً ببین

سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
سهراب عرب زاده
#سهراب_عربزاده
#سهراب_سرگشته
#sohrab_arabzadeh
#sohrabarabzadeh
دیدگاه ها (۰)

من حلالت کرده ام چون توی قرآن خوانده ام

آن که زخمی بر دلم زد یک نمک پرورده بود

غزل

هی دزی دزی سیلت ایکردم

ما دو تا از عهد کاغذ و شناره دادنیم

خرم آن دم که مرا بر سر تابوت برند

غزل

پاهام دیگه یاری نمیدن که

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط