{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آب اگر ریخت

آب اگر ریخت
ز مشک پسرم،شرمنده
آبرو بود کہ از چشم
ترم ریخت...حسین

#حضرت‌ام‌البنین_سلام_الله_علیها
دیدگاه ها (۳)

عباس اگرچه مشک به آب زد، دلش از تشنگی خون بودتمامِ کربلا فهم...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

ز اینجا می روم با ذوق و شادیکه نبینم من یار خود را با دیگریآ...

دست من را بگیر که باغِ نگاهِ تو چندان شکوفه ریخت ، که هوش از...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

به چشم هایت قسم ، ای تمام دلم ... ای که نگاهت ،هر بار ، عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط