🌺 عباس میگفت:حاجی من باید برم

🌺 عباس میگفت:حاجی من باید برم
🌸 سردار: تو مگه تازه نامزد نکردی؟
🌺 گفت: چرا اما از همین میترسم که این مسئله باعث بشه من زمین گیر بشم
🌷 شهیدی که بین درو دیوار سوخت

🌺 #شهید_عباس_دانشگر
🌸 #جوان_دهه_هفتادی #مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۲)

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

چند پارتی بازی ممنوع

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

چند پارتی (درخواستی)

ابلیس

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۸‌جونگکوک پوزخند در...

مافیای من

شهیــدے ڪہماننـد مادرش زهــــــرابین #در و #دیــوار سوخت و پ...

تـآزه نامزد کرده بود اومد پیشِ فرماندش گفت: حــآجــیگفت: جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط