{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر به مادرش گفت ببین تو هم نماز میخونی هم روزه میگیری ول

پسر به مادرش گفت ببین تو هم نماز میخونی هم روزه میگیری ولی خدا هیچی بهت نمیده, ولی منی که نه نماز میخونم نه روزه میگیرم هر چی ازش خاستم رو بهم داده
طفلک پسر نمیدانست مادر از خدا فقط یک چیز میخواهد انهم اینکه هرچه پسرش میخواهد به او بدهد
دیدگاه ها (۱)

سلام صبح همگی بخیر روز خوبی داشته باشین

هرچه بیشترخشک می کند بیشتر خیس میشود۴؟؟؟4 حرفه

همه دعوتینجا نمونینلطفا اطلاع رسانی کنیدبه فایل پنجه طلا حتم...

سلامتیه همه ی ویسگونیها مخصوصا اونایی که حرف حساب حالیشونه

[اونا هیچی در باره ما نمیدونن] part 2

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔جونگکوک:اهان، خب ببین اگه بخندی میگیرم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

رمان آرام باش

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

پارت دوم ادامه سناریو قفل آبی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

دروغی که واقعی شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط