صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم
صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم
و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم
تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی
و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی
و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم .
چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر.
و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .👄 👄 👄 👄 👄 ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘💕 💕 💕 💕 💕 💕 👄 👄 💋 👄 💋 💋 👄 😘 😘 😘 😘
و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم
تا جان ببخشد و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی
و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی
و پر شکوه و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم .
چشانم سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر.
و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .👄 👄 👄 👄 👄 ⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘💕 💕 💕 💕 💕 💕 👄 👄 💋 👄 💋 💋 👄 😘 😘 😘 😘
- ۲۹۸
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط