سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخن
بس کن این شب ناله ها رااز چه خواهی رنج من؟
جرم تقصیر از تو بود از یاردیرین بد مگو
هرچه کرد آن یارشیرین با توناز شصت او
هرزگی کردی سزای هرزگی رسوایی است
حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است
از بهشت وصل جانان دوزخ غم ساختی
سینه رنجور من در التهاب انداختی
همچو شاهین بر سه تیغ قله ها پر میزدی
مسخ موشی گشتی و از قله پایین آمدی
با همه خردی زتو آرامش و شادی ربود
آنکه پایینت کشید از قله ها نفس تو بود
ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز
دیدگاه ها (۹۷)

سینه میسوزانی ای دل چو می اغازی سخن.بس کن این شب ناله هارا ....

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخنسینه میسوزانی ای دل چو می...

(heart and arrow)زهــــــــــرحســــــرت(heart and arrow)(fi...

سینه میسوزانی ای دل چو می آغازی سخنبس کن این شب ناله هارا از...

سینه می سوزی تو ای دل تا که می گویی سخنبس کن این شب ناله ها ...

سینه می سوزانی ای دل چمی اغازی سخن. بس کن این شب ناله هارا ا...

♨️هشدار کتائب حزب‌الله به بغداد: مرز ایران بسته شود، مرز عرب...

♨️بقائی: اعتراف صریح رئیس‌جمهور آمریکا به نقض تفاهم اسلام‌آب...

نتانیاهو آخرین نخست وزیر اسرائیله حمله کنه تا اسرائیل نابود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط